شعر های کودکانه در درس قرآن
زنگ، زنگ قرآن بود
زنگ با خدا بودن
از خدا شنیدن حرف
پاك و باصفا بودن
آمد و معلم گفت:
«مرضیه! بخوان»، خواندم
ابتدای قرآن را،
در ادامه اش ماندم
ابتدای قرآن «حمد»
سوره ای كه مشهور است
سوره ای كه ما حفظیم
سوره ای كه چون نور است
بعد «حمد» و «بسم الله...»
«ذالك الكتاب» آمد
سخت شد برای من
خواندمش ولیكن بد
بچه ها كه خندیدند
حال من گرفت اما
دل زدم به دریا و
كردم آن زمان غوغا
بعد هم معلم گفت:
«آفرین » و خندیدم
بیست داد در دفتر
من یواشكی دیدم!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 22:9 توسط محمود
|
از انجا که کودکان آینده سازان این مملکت هستند وباید تا حدودی آ ن هاومشکلات شان را بشناسیم من را بر آن داشت تا اقدام به نوشتن مطالب مفید هم برای کود کان ونوجوانان هر چند گذرا نگاشته شود . و از طرفی به اولیا هم کمک کند تا حدودی با مشکلات فرزند شان آشنایی پیدا کنند و...